أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
359
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
سئوال : مرتبهء ابليس آن است كه نوع بنى آدم را به طورى كه آنها خود ملتفت نشوند هلاك سازد و يا مقامات آنها را كه در نزد خداى خود دارند منتقص و زايل نمايد چنانكه ايزد پاك به ما خبر داده است : شيطان تسلّطى به اهل ايمان و متوكلين به خداى خود ندارد ؛ بلكه مسلط است به كسانى كه مشرك احديّت حضرت ايزد مقدس بوده و از عبادت خداى غافل گردد . كسانى كه از وساوس ابليس خود را حفظ كرده و تبعيّت او نمايند از شر و كيد او مستخلص مىشوند . شيطان آنچنان محيل و مزوّرى است كه اگر انسان به يكى از دسايس و وساوس او تبعيّت نكند او را طورى ديگر فريب مىدهد . از جملهء دسايس ابليس است كه بندگان خداى را كشف صحيح و علم تام بخشد و سعى مىكند كه انسان متلفت نشود معلّم و كاشف مسئله كيست ؟ جواب : يكى از دسايس او آن است كه معصيت ديگران را بر ديگران كشف كند . افعال نهانى او را هتك و ظاهر سازد . بندهاى كه گرفتار اين حيله و دسيسه شود خود را آنچنان پندارد كه به يك درجه بزرگى نائل شده است و حال آنكه اين قوت داده و عطيّه شيطان است ؛ زيرا كه سمع و بصر او شيطان شده است . بايد آن بنده در اين حال محض اينكه به هلاكت نرسد مبادرت و پيشقدمى در توبه نمايد . از دسايس خفيهء شيطان كه در حق اكثر اوليا دارد يكى هم آن است كه در قلب ولى ظاهر شده و به محلى كه استمداد مىكند دخول مىنمايد گاه به عرش و گاهى به كرسى و گاه به آسمان داخل شود . اگر در علم خداى ، خداى متعال حفظ و حراست اين عبد سبقت نموده است حق تعالى به او مىفهماند كه اين از القاآت شيطانيه است و در اين حال مساعى و اهتمامات شيطان بىاثر و ثمر مىنمايد و اگر نعوذ باللّه حضرت قادر مطلق آن عبد را حفظ و حراست نفرمايد آن بنده داخل زمرهء هالكين خواهد گرديد . سئوال : آيا تسلط شيطان بر اسنان به ظاهر اوست و يا به باطن او ؟ جواب : حضرت شيخ در باب سيصد و هشتاد و سيم فتوحات خود گويد كه شيطان جن فقط به بواطن مردم تسلط تواند كرد . شياطين انس بر خلاف آن است ، اينان به هردو از ظاهر و باطن انسان حاكم و مسلّطاند . اگر از طرف شياطين اجنّه به ظواهر بنى آدم وسوسه و اغوايى واقع شود به واسطهء نيابت و حكمى است كه از طرف شياطين انس دارند .